تبليغاتX
...ساکن نباش
ارتباط برف بازی و عشق و بوف کور!!!!

 

 

تا حالا شده موقع برف بازي به عشق فكر كني؟(اگر رواني نبودم حتما عاشق مي شدم!!!)

چه ربطي داره؟

تا حالا شده آدمهايي رو كه دوست داري با تمام وجود بغل كني و بعد بهشون پشت پا بزني و بندازيشون تو برف؟

نتيجه : يا برف بازي نكنيد،يا بعد از برف بازي بوف كور نخونيد.

 

«من از بس چيزهاي متناقض ديده و حرفهاي جور به جور شنيده ام و از بس كه ديد چشمهايم روي سطح اشياي مختلف سابيده شده –اين قشر نازك و سختي كه روح پشت آن پنهان است- حالا هيچ چيز را باور نمي كنم . به ثقل و ثبوت اشيا ، به حقايق آشكار همين الآن هم شك دارم . نمي دانم اگر انگشتانم را به هاون سنگي گوشه حياطمان بزنم و از او بپرسم آيا ثابت و محكم هستي در صورت جواب مثبت بايد حرف او را باور بكنم يا نه.»

 

«حالا مي خواهم سرتاسر زندگي خودم را مانند خوشه انگور در دستم بفشارم و عصاره آن را ، نه ، شراب آن را قطره قطره در گلوي خشك سايه ام مثل آب تربت بچكانم...

... مي خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگي خودم را چكه چكه در گلوي خشك سايه ام چكانيده به او بگويم: اين زندگي من است.»*

 

 * بوف كور،صادق هدايت

 

پ.ن. همه اينا يعني من بالاخره بوف كورو تموم كردم!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/18ساعت 13:26 توسط طاهره |